فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

446

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

سهمناكتر چنان كه گفتى كوهى آب در يك لحظه ذوب مىشود و در مغاكى فرو مىريزد . اگر كشتى ما كوچك و كم‌بار نبود ، و اگر بادى كه از جلو مىوزيد تا حدى مددكار نمىافتاد قطعا به سرنوشت امواج دچار مىشد . در حقيقت كشتى بر اثر كوچكى و سبكى همواره در برابر امواج راه فرار پيش مىگرفت و اگر در مغاكى فرو مىنشست بلافاصله بالا مىآمد . آنچه در اين روز تا حدى ما را تسكين مىداد فرو نشستن رگبار بود اگرچه ، باران همواره مىباريد و طوفان همچنان بر دوام و هوا تاريك بود . شب بعد نيز همچون شب پيش رگبار و كولاك ادامه داشت چنان كه آنچه را كه هنوز سالم بود خواب كرد . قفسه‌ها و صندوقها و چليكها و وسايل آشپزخانه آسيب ديد و افراد نيز همچنان خيس و خسته و كوفته بودند . روز ششم همان هوا با همان خشم و شدت ادامه يافت . جاشوان كشتى كه در مدت سه روز بطور مداوم كار كرده جز چند بيسكويت خيس شده غذائى نخورده بودند به زحمت مىتوانستند روى پا بايستند و چون باران همه‌چيز بخصوص لباسها را خيس كرده بود نمىدانستند چگونه خود را بپوشانند . روز شنبه ، هفتم ، باد ادامه يافت اما باران بند آمد و آسمان رفته‌رفته روشن شد تا آنكه نزديك ظهر آفتاب ظاهر شد و مجال يافتيم نفسى تازه كنيم . كاركنان و مسافران كشتى براى تقويت مزاج به جستجوى غذا پرداختند . همچنين ارتفاع آفتاب را گرفتيم و معلوم شد در يك درجهء سمت الرأس هستيم . هنگام عصر دريافتيم كه از صخره‌هاى ژان دونوا دور نيستيم . باد و موجها همواره ادامه داشت نهايت آنكه نور آفتاب آنها را كوچك‌تر از روز پيش جلوه مىداد . چون ناگزير بايد كوششى براى رسيدن به موزامبيك و دست يافتن به بندر آن مىكرديم سفير به ناخدا پيغام داد كه چون باد موافق و نزديك شدن به لنگرگاه واجب است كشتى را به قدر يك ربع درجه بسوى شمال‌غربى متمايل كند زيرا باد كه از جنوب‌غربى مىوزيد ما را به قدر همان يك ربع درجه بسوى شمال‌شرقى مىكشيد و اگر بدان ترتيب و به گفتهء سفير عمل مىشد در حركت مستقيم